blog
گزارش شاخص اقتصادی Anthropic: پذیرش ناهمگون هوش مصنوعی در مناطق جغرافیایی و سازمانی
هوش مصنوعی (AI) به عنوان یکی از تحولآمیزترین فناوریهای قرن ۲۱، با سرعتی بیسابقه در حال نفوذ به اقتصاد جهانی است. بر اساس گزارش شاخص اقتصادی آنتروپیک، پذیرش AI در ایالات متحده به گونهای است که ۴۰ درصد کارکنان از آن در محیط کار استفاده میکنند، که این رقم دو برابر سال گذشته است. این سرعت پذیرش، که از فناوریهای تاریخی مانند برق، کامپیوتر شخصی و اینترنت پیشی گرفته، نشاندهنده قابلیتهای گسترده AI در کاربردهای متنوع، استقرار آسان روی زیرساختهای دیجیتال موجود و سادگی استفاده بدون نیاز به آموزش تخصصی است. با این حال، این پذیرش ناهمگون است و عمدتاً در مناطق جغرافیایی خاص و وظایف محدود متمرکز شده، که میتواند منجر به افزایش نابرابری اقتصادی شود.
تغییرات در الگوهای استفاده از AI با گذشت زمان
پذیرش AI نه تنها سریع است، بلکه در حال تکامل است. بررسی دادههای استفاده از Claude.ai در هشت ماه گذشته نشان میدهد که سهم وظایف مرتبط با کدنویسی همچنان غالب است و حدود ۳۶ درصد کل استفاده را تشکیل میدهد. با این حال، رشد قابل توجهی در حوزههای دانشمحور مشاهده میشود: وظایف آموزشی از ۹.۳ درصد به ۱۲.۴ درصد و وظایف علمی از ۶.۳ درصد به ۷.۲ درصد افزایش یافته است. در مقابل، سهم وظایف تجاری و مدیریتی کاهش یافته و به ترتیب به ۳ درصد رسیده است.
این تغییرات با معرفی ویژگیهای جدید مانند جستجوی وب و حالت تحقیق همخوانی دارد. برای مثال، جستجوی منابع الکترونیکی بیش از ۱۶ برابر و تحقیق مبتنی بر اینترنت حدود ۹۰ برابر افزایش یافته است. همچنین، ایجاد کد جدید بیش از دو برابر شده، در حالی که دیباگینگ کاهش یافته، که این امر نشاندهنده بهبود قابلیتهای مدل و کاهش نیاز به اصلاحات مکرر است.
از سوی دیگر، الگوهای تعامل کاربران با AI به سمت اتوماسیون بیشتر شیفت کرده است. سهم گفتگوی هدایتی، که در آن کاربران وظیفه کامل را به AI واگذار میکنند، از ۲۷ درصد به ۳۹ درصد افزایش یافته و حالا اتوماسیون بیش از همکاری افزایشی است. این روند میتواند به دلیل بهبود مدلها یا یادگیری کاربران باشد و پیامدهای متفاوتی برای بازار کار دارد: اگر اتوماسیون غالب شود، کارگران کممهارت ممکن است جابهجا شوند، اما کسانی که بتوانند با AI همکاری کنند، بهرهوری و دستمزد بالاتری خواهند داشت.
تحلیلهای خارجی نیز این روند را تأیید میکنند. برای مثال، گزارشهایی نشان میدهند که AI در حال تغییر سریع مشاغل دانشمحور است، اما این تغییر در همه بخشها یکسان نیست.
جغرافیای ناهمگون پذیرش AI
یکی از برجستهترین جنبههای گزارش، تمرکز جغرافیایی پذیرش AI است. شاخص استفاده AI آنتروپیک، که استفاده را نسبت به جمعیت در سن کار اندازهگیری میکند، نشان میدهد که کشورهای پیشرفته پیشتاز هستند. ایالات متحده ۲۱.۶ درصد استفاده کل جهانی را دارد، اما در شاخص سرانه، کشورهایی مانند اسرائیل با ۷ برابر، سنگاپور با ۴.۵۷ برابر و استرالیا با ۴.۱ برابر بیشتر از انتظار بر اساس جمعیت استفاده میکنند. در مقابل، کشورهای نوظهور مانند اندونزی با ۰.۳۶ برابر، هند با ۰.۲۷ برابر و نیجریه با ۰.۲ برابر کمتر استفاده دارند.
این الگو با درآمد سرانه همبستگی قوی دارد: هر ۱ درصد افزایش در GDP سرانه با ۰.۷ درصد افزایش در شاخص استفاده همراه است. عوامل مؤثر شامل زیرساخت دیجیتال، ساختار اقتصادی دانشمحور، محیط مقرراتی و آگاهی از فناوری هستند. در سطح جهانی، نقشه توزیع نشان میدهد که آمریکای شمالی، اروپا و اقیانوسیه پیشتاز هستند، در حالی که بخشهای وسیعی از آفریقا، آمریکای لاتین و آسیا استفاده حداقلی دارند.
در ایالات متحده، توزیع داخلی نیز ناهمگون است: واشنگتن دیسی با ۳.۸۲ برابر و یوتا با ۳.۷۸ برابر پیشتازند، جلوتر از کالیفرنیا با ۲.۱۳ برابر. همبستگی با درآمد در سطح ایالتی ضعیفتر است، اما هر ۱ درصد افزایش GDP با ۱.۸ درصد افزایش شاخص همراه است. الگوهای محلی با ویژگیهای اقتصادی همخوانی دارد: کالیفرنیا بیشتر روی IT تمرکز دارد، فلوریدا روی خدمات مالی و دیسی روی ویرایش اسناد و کمک شغلی.
علاوه بر این، تنوع وظایف با سطح پذیرش تغییر میکند. کشورهای با شاخص پایین بیش از ۵۰ درصد استفاده را به کدنویسی اختصاص میدهند، در حالی که جهانی حدود ۳۳ درصد است. کشورهای پیشرفته تنوع بیشتری در آموزش، علم و تجارت نشان میدهند. حتی در حالت تعامل، کشورهای کمپذیرش بیشتر به اتوماسیون تمایل دارند، در حالی که پیشرفتهها به همکاری افزایشی.
این ناهمگونی خطر واگرایی اقتصادی را افزایش میدهد، مشابه فناوریهای قرن ۱۹ و ۲۰ که منجر به شکاف در استانداردهای زندگی شد. گزارشهای تحلیلی اخیر تأکید میکنند که این شکاف میتواند مزایای AI را به کشورهای ثروتمند محدود کند و همگرایی رشد اخیر را معکوس سازد.
پذیرش سازمانی AI و کاربردهای API
در سطح سازمانی، گزارش برای اولین بار ترافیک API را بررسی میکند، که نشاندهنده استفاده programmatic و قیمتگذاری بر اساس توکن است. الگوهای سازمانی مشابه اما تخصصیتر از استفاده فردی هستند: کدنویسی ۴۴ درصد سهم دارد (بیشتر از ۳۶ درصد در وب)، اداری ۱۰ درصد و آموزشی و هنری کمتر. حدود ۷۷ درصد استفاده اتوماسیون است، در مقایسه با ۵۰ درصد در وب، که نشاندهنده تمایل شرکتها به واگذاری وظایف کامل است.
تمرکز استفاده شدید است: ۸۰ درصد پایین وظایف تنها ۱۰.۵ درصد استفاده را تشکیل میدهند، که این امر با قانون توانی همخوانی دارد. کدنویسی غالب به دلیل تناسب مدل، پذیرش سریع توسط توسعهدهندگان و موانع کم سازمانی است.
یک بطریگردن کلیدی، نیاز به زمینه مناسب است: وظایف پیچیده نیاز به ورودیهای طولانیتر دارند، با الاستیسیته ۰.۳۸ بین ورودی و خروجی. این امر نشان میدهد که شرکتها برای کاربردهای پیشرفته باید دادهها را مدرنسازی کنند، که میتواند سرمایهگذاری قابل توجهی نیاز داشته باشد.
از نظر هزینه، شرکتها حساسیت کمی نشان میدهند: وظایف گرانتر بیشتر استفاده میشوند، با الاستیسیته ۳. حتی پس از کنترل، هر ۱ درصد افزایش هزینه تنها ۰.۲۹ درصد کاهش استفاده ایجاد میکند، که تأکید میکند قابلیتها و ارزش اقتصادی بیش از قیمت مهم هستند.
نرخ پذیرش کلی AI در شرکتهای آمریکایی از ۳.۷ درصد به ۹.۷ درصد افزایش یافته، اما ناهمگون است: بخش اطلاعات ۲۵ درصد، در حالی که اقامت و غذا تنها ۲.۵ درصد. تحلیلها نشان میدهند که شرکتهای پیشرفته در حال مقیاسپذیری سریع هستند، در حالی که دیگران در مرحله آزمایشی گیر کردهاند.
پیامدهای اقتصادی و اجتماعی
پذیرش ناهمگون AI میتواند بهرهوری را افزایش دهد، اما با خطراتی همراه است. تمرکز در مناطق ثروتمند ممکن است نابرابری جهانی را تشدید کند و کارگران کممهارت را جابهجا سازد. با این حال، AI میتواند کارگران با دانش ضمنی را تقویت کند و فرصتهای جدیدی ایجاد نماید. گزارشهای اخیر هشدار میدهند که بدون مداخله، مزایای AI به “داراها” محدود میشود و “ندارها” عقب میمانند.
برای مقابله، سیاستگذاران باید روی زیرساخت دیجیتال، آموزش و مقررات تمرکز کنند تا پذیرش گستردهتر شود. شرکتها نیز نیاز به سرمایهگذاری در دادهها دارند تا از بطریگردنها عبور کنند.
نتیجهگیری
گزارش شاخص اقتصادی آنتروپیک تصویری واضح از پذیرش سریع اما ناهمگون AI ارائه میدهد. با تمرکز بر تغییرات زمانی، توزیع جغرافیایی و کاربردهای سازمانی، این گزارش تأکید میکند که AI میتواند اقتصاد را تحول بخشد، اما بدون سیاستهای مناسب، نابرابری را افزایش دهد. آینده AI نه تنها به پیشرفت فنی، بلکه به انتخابهای اجتماعی بستگی دارد. تحقیقات آینده باید تأثیرات محلی و راههای کاهش شکاف را بررسی کند تا مزایای این فناوری برای همه قابل دسترس باشد.
جدول دادههای کلیدی گزارش شاخص اقتصادی آنتروپیک
در ادامه، دادههای کلیدی گزارش “Anthropic Economic Index” در قالب یک جدول به زبان فارسی ارائه شده است. این جدول شامل اطلاعات مهم از فصلهای مختلف گزارش، از جمله الگوهای استفاده از Claude.ai، جغرافیای پذیرش AI، و استفاده سازمانی از API است. دادهها بر اساس ارقام و جداول موجود در گزارش (مانند جدول ۲.۱ و شکلهای مرتبط) تنظیم شدهاند.
| دستهبندی | زیرمجموعه | دادهها و جزئیات | منبع در گزارش |
|---|---|---|---|
| تغییرات استفاده از Claude.ai (فصل ۱) | سهم وظایف | – کدنویسی: ۳۶٪ کل استفاده – آموزشی: از ۹.۳٪ به ۱۲.۴٪ (V1 به V3) – علمی: از ۶.۳٪ به ۷.۲٪ – تجاری: از ۶٪ به ۳٪ – مدیریتی: از ۵٪ به ۳٪ |
شکل ۱.۱ |
| تغییرات وظایف خاص | – جستجوی منابع الکترونیکی: از ۰.۰۳٪ به ۰.۴۹٪ – تحقیق مبتنی بر اینترنت: از ۰.۰۰۳٪ به ۰.۲۷٪ – ایجاد کد جدید: +۴.۵٪ (از ۴.۱٪ به ۸.۶٪) – دیباگینگ: -۲.۹٪ (از ۱۶.۱٪ به ۱۳.۳٪) – مواد آموزشی: از ۰.۲٪ به ۱.۵٪ (۶ برابر) |
فصل ۱، بخش تغییرات | |
| حالت همکاری | – گفتگوی هدایتی: از ۲۷٪ به ۳۹٪ – اتوماسیون: ۴۹٪ (بیش از افزایشی ۵۱٪) |
شکل ۱.۲ | |
| جغرافیای پذیرش AI (فصل ۲) | استفاده جهانی (سهم کل) | – آمریکا: ۲۱.۶٪ – هند: ۷.۲٪ – برزیل: ۳.۷٪ |
شکل ۲.۱ |
| شاخص استفاده AI (AUI) | – اسرائیل: ۷x – سنگاپور: ۴.۵۷x – استرالیا: ۴.۱x – آمریکا: ۳.۶۲x – کانادا: ۲.۹۱x – بریتانیا: ۲.۶۷x – اندونزی: ۰.۳۶x – هند: ۰.۲۷x – نیجریه: ۰.۲x |
شکل ۲.۲، جدول ۲.۱ | |
| سطوح AUI (جهانی) | – پیشرو (>۲.۴۳x): سنگاپور، کانادا – میانی بالا (۱.۱۲-۲.۴۳x): آمریکا، بریتانیا – میانی پایین (۰.۶-۱.۱۲x): فیلیپین، برزیل – نوظهور (<۰.۶x): هند، نیجریه – حداقل: بدون داده یا استفاده ناچیز |
جدول ۲.۱ | |
| AUI در آمریکا | – دیسی: ۳.۸۲x – یوتا: ۳.۷۸x – کالیفرنیا: ۲.۱۳x – نیویورک: ۱.۵۸x – ویرجینیا: ۱.۵۷x |
شکل ۲.۵ | |
| همبستگی با درآمد | – جهانی: ۱٪ افزایش GDP سرانه = ۰.۷٪ افزایش AUI – آمریکا: ۱٪ افزایش GDP سرانه = ۱.۸٪ افزایش AUI |
شکل ۲.۴، ۲.۶ | |
| تنوع وظایف | – کشورهای AUI پایین: کدنویسی >۵۰٪ (هند) – جهانی: کدنویسی ۳۳٪ – کشورهای AUI بالا: آموزش، علم، تجارت |
شکل ۲.۷ | |
| خوشههای درخواست محلی | – آمریکا: مدیریت خانه، جستجوی شغل – برزیل: ترجمه، خدمات حقوقی – هند: توسعه نرمافزار – کالیفرنیا: IT، بازاریابی دیجیتال – فلوریدا: مشاوره تجاری، تناسباندام – دیسی: ویرایش اسناد، کمک شغلی |
شکل ۲.۸، ۲.۹، ۲.۱۰ | |
| اتوماسیون vs. افزایشی | – AUI پایین: بیشتر اتوماسیون – AUI بالا: بیشتر افزایشی (کنترلشده برای ترکیب وظایف) |
شکل ۲.۱۱ | |
| استفاده سازمانی API (فصل ۳) | سهم وظایف | – کدنویسی: ۴۴٪ (vs. ۳۶٪ Claude.ai) – اداری: ۱۰٪ – آموزشی: ۳.۶٪ (vs. ۱۲.۳٪) – هنر و سرگرمی: ۵.۲٪ (vs. ۸.۲٪) |
شکل ۳.۳ |
| تمرکز استفاده | – ۸۰٪ پایین وظایف: ۱۰.۵٪ استفاده – ضریب جینی: ۰.۸۶ (API)، ۰.۸۴ (Claude.ai) |
شکل ۳.۴ | |
| اتوماسیون vs. افزایشی | – API: ۷۷٪ اتوماسیون، ۱۲٪ افزایشی – Claude.ai: ۴۷٪ اتوماسیون |
شکل ۳.۵ | |
| نیاز به زمینه | – الاستیسیته ورودی/خروجی: ۰.۳۸ (۱٪ افزایش ورودی = ۰.۳۸٪ افزایش خروجی) – وظایف پیچیده: خروجی ۴x طولانیتر (۹۰th vs. ۱۰th) |
شکل ۳.۷، جدول ۳.۱ | |
| حساسیت به هزینه | – کلی: الاستیسیته ۳ (وظایف گرانتر بیشتر استفاده) – کنترلشده: ۱٪ افزایش هزینه = ۰.۲۹٪ کاهش استفاده |
شکل ۳.۸، ۳.۹ | |
| پذیرش کلی AI در شرکتها | نرخ پذیرش | – آمریکا: از ۳.۷٪ (پاییز ۲۰۲۳) به ۹.۷٪ (اوت ۲۰۲۵) – بخش اطلاعات: ۲۵٪، اقامت/غذا: ۲.۵٪ |
شکل ۳.۱ |
تحلیل نهایی
- فصل ۱ (Claude.ai): افزایش استفاده در آموزش و علم نشاندهنده بلوغ کاربردهای دانشمحور AI است. شیفت به اتوماسیون هدایتی (۳۹٪) میتواند بهرهوری را افزایش دهد اما خطر جابهجایی کارگران کممهارت را دارد.
- فصل ۲ (جغرافیا): تمرکز AI در کشورهای ثروتمند (AUI بالا) و همبستگی با درآمد، خطر واگرایی اقتصادی را نشان میدهد. تنوع وظایف و همکاری افزایشی در مناطق پیشرفته میتواند نوآوری را تقویت کند، اما کشورهای نوظهور نیاز به زیرساخت دارند.
- فصل ۳ (API): تمرکز سازمانی بر اتوماسیون (۷۷٪) و کدنویسی نشاندهنده استفاده تخصصی است. نیاز به زمینه و سرمایهگذاری در دادهها بطریگردن است. عدم حساسیت به هزینه نشان میدهد قابلیتهای مدل اولویت دارند.
پیشنهاد: سیاستگذاران باید روی زیرساخت دیجیتال و آموزش در کشورهای نوظهور تمرکز کنند تا شکاف کاهش یابد. تحقیقات آینده باید تأثیرات بازار کار و راههای تسریع پذیرش گسترده را بررسی کند.